نشسته ام
ساکت تا باریدن آغاز کند خیره به آسمان نگاه او همچون دریا قنوتی ابدی نشسته ام تا بارشی باشد بر خاک بر من تا من از اعماق از انتهای یکی شدن پیامی نو باشم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 16:16 توسط مرگ مغزی |
سرنوشت من امروز بار دیگر تولدی نو آغاز می کند و شاید قطره اشکی از سویدای جانم از تاریک ترین حفره های جانم جاری امروز آسمان و زمین شاهد من امروز شاید تو برایم دعایی بخوانی ، امروز قلبت با دریایی از پاکی و نجابت آلودگی هایم را خواهد شست امروز نگاهم می لغزد ،می پاید قلم آن کس را که می نگارد امروز نیستم و هر چه هست ، آبی لطف اوست
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 1:18 توسط مرگ مغزی |
-
-
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 12:22 توسط مرگ مغزی |
| ||||||